این مبلغ در حدود $ 30 میلیارد در سال برای پایان دادن به گرسنگی و گرسنگی در سراسر جهان هزینه خواهد کرد. به نظر می رسد که پول زیادی برای شما یا من وجود دارد. اما اگر ما $ 2 تریلیون داشته باشیم، این کار نمی کند. و ما انجام می دهیم
این مبلغ به مبلغ $ 11 میلیارد در سال برای تامین آب پاکیزه جهان هزینه خواهد کرد. باز هم همینطور به نظر میرسد. بگذارید تا میلیارد دلار در سال به مبلغ $ 50 برسد تا جهان را با غذا و آب عرضه کنیم. چه کسی این نوع پول را دارد؟ ما انجام می دهیم
البته، ما در کشورهای ثروتمند دنیا پول را حتی در میان خودمان به اشتراک نمیگذاریم. کسانی که نیازمند کمک هستند در اینجا و همچنین دور هستند.
اما تصور کنید اگر یکی از کشورهای ثروتمند، مثلا ایالات متحده، مبلغ $ 500 میلیارد دلار به تحصیلات خود اختصاص دهد (به این معنی که «بدهی کالج می تواند روند صعود به عقب را به عنوان« قربانی کردن انسان »آغاز کند)، مسکن به این معنی که افراد بدون خانه بیشتر نیستند)، زیرساخت ها و انرژی های سبز و شیوه های کشاورزی. اگر در عوض منجر به تخریب محیط طبیعی، این کشور در حال پیشرفت و کمک به رهبری در جهت دیگر بود؟
(توجه داشته باشید که آموزش و پرورش، مانند مراقبت های بهداشتی، یک منطقه است که در آن دولت ایالات متحده در حال حاضر هزینه می کند بیش از اندازه کافی است که آن را آزاد کنید اما آن را خراب می کند.)
پتانسیل انرژی سبز به طور ناگهانی با چنین نوع سرمایه گذاری غیرمنتظره ای افزایش می یابد و همان سرمایه گذاری دوباره سال پس از سال است. اما پول کجاست؟ $ 500 میلیارد؟ خب، اگر $ 1 تریلیون از سالانه به آسمان برسد، نیمی از آن هنوز هم باقی خواهد ماند. پس از مبلغ $ 50 میلیارد دلار برای تامین غذا و آب جهان، اگر میلیارد دلار دیگر با انرژی و زیرساخت های سبز، جهانی شدن، محافظت از محیط زیست، مدارس، پزشکی، برنامه های مبادلات فرهنگی و مطالعه صلح، به جهان عرضه شود، و اقدام بی خشونت
کمک های خارجی ایالات متحده در حال حاضر در حدود $ 23 میلیارد در سال است. با در نظر گرفتن آن به $ 100 میلیارد دلار - هیچ وقت فکر نمی کنید $ 523 میلیارد! - تعدادی از اثرات جالب، از جمله صرفه جویی در زندگی عظیم بسیاری و پیشگیری از میزان عظیمی از درد و رنج است. همچنین اگر یکی دیگر از عواملی را اضافه کرد، ملتی را که محبوب ترین ملت روی زمین است، ایجاد می کند. نظرسنجی اخیر کشورهای عضو 65 نشان می دهد که ایالات متحده دورترین و خطرناک ترین کشور است و این کشور بزرگترین تهدید برای صلح در جهان محسوب می شود. ایالات متحده مسئول تامین مدارس و پزشكی و پانل های خورشیدی بود، ایده گروه های تروریستی ضد آمریكایی به عنوان گروه های تروریستی ضد سوئیس یا ضد كانادا خنده دار خواهد بود، اما تنها اگر عامل دیگری اضافه شود، فقط اگر دلار از تریلیون 1 از جایی که واقعا باید از آن آمده است.
هر سال، جهان در مورد جنگ های و در درجه اول - در مورد آماده سازی جنگ ها، به حدود XIII میلیون دلار کمک می کند. ایالات متحده حدود نیمی از آن را هزینه می کند، در حدود $ 2 تریلیون از طریق بخش های مختلف از جمله نظامی، دولت، انرژی، امنیت داخلی، سازمان مرکزی اطلاعات و غیره و غیره. بیش از نیمی از هزینه های نظامی دیگر در جهان است که توسط ایالات متحده نزدیک متحدان و یک تکه بزرگ، خرید خارجی از شرکت های آمریکایی است. پایان دادن به تامین مالی نیروهای نظامی موجب صرفه جویی در زندگی بسیاری می شود و کار ضد تولیدی ضدانقلابی در جهان و تولید دشمنان را متوقف می کند. اما حتی بخش کوچکی از این پول را به مکان های مفید انتقال می دهد و تعداد زیادی از آن ها را نجات می دهد و به جای خصومت، باعث ایجاد دوستی می شود.
در حال حاضر، اکثر مردم در ایالات متحده و بسیاری از مردم در بسیاری از کشورهای ثروتمند خود را در تلاش هستند. چگونه می توان آنها را در مورد یک طرح نجات گسترده برای بقیه جهان فکر می کنم؟ آنها نباید داشته باشند. آنها باید در مورد یک طرح نجات گسترده برای کل جهان، از جمله گوشه و کنار آن، فکر کنند. ایالات متحده می تواند فقر را در خانه به پایان برساند و انتقال به شیوه های پایدار را ادامه دهد، در حالیکه فاصله های زیادی را به سوی کمک به جهان انجام می دهد و پول را از دست می دهد. آب و هوا به یک قسمت از زمین تعلق ندارد. همه ما در این قایق کوچک نشتی با هم هستیم. اما $ 1 تریلیون در سال یک مقدار واقعا ماموت است. این $ 10 میلیارد 100 بار است. تعداد کمی از چیزها با $ 10 میلیارد دلار است، تقریبا هیچ چیز با $ 100 میلیارد دلار. اگر بودجه نظامی متوقف شود، دنیایی کاملا جدید باز می شود. گزینه ها شامل کاهش مالیات برای کارگران و تغییر قدرت در سطوح دولتی و محلی می شود. صرف نظر از این رویکرد، اقتصاد از برداشت هزینه های نظامی منصرف می شود. هزینه های مشابه در مناطق دیگر، حتی در کاهش مالیات برای مردم کار، باعث ایجاد شغل بیشتر و پرداخت بیشتر شغل ها می شود. و صرفه جویی به اندازه کافی برای اطمینان حاصل کنید که هر کارگر که نیاز به آن را دوباره آموزش و کمک به ایجاد یک انتقال. و سپس $ 1 تریلیون دو برابر به $ 2 تریلیون اگر بقیه جهان demilitarizes نیز هست.
به نظر می رسد یک رویا، و قطعا باید یک رویا باشد. آیا ما نیازی به هزینه های نظامی برای محافظت از خود و پلیس سیاره نداریم؟ ما نیستیم. ما داریم راه دیگر حفاظت. میلیتاریسم است ما را امن تر ساخت. و بقیه سیاره در بالای ریه هایش فریاد می زنند که دوست دارد که از یک نیروی پلیس خود به خودی و نه واقعا بین المللی نظارت کند که آسیب بیشتری نسبت به ادعاهای وی برای جلوگیری از آن و جلوگیری از ویرانی کشور ها پس از آن هر تلاشی برای ساختن کشور مورد نظر.
چرا کشورهای ثروتمند دیگر لازم نیست حتی 10٪ از آنچه ایالات متحده به عنوان دفاع به آن اختصاص می دهد صرف کند؟ خب، بیشتر هزینه های نظامی خود، مانند هزینه های نظامی آمریکا، هیچ هدف دفاعی ندارند. حتی اگر کسی هنوز به دفاع نظامی احتیاج داشته باشد، دفاع به معنای گارد ساحلی و گشت مرزی، سلاح های ضد هوایی، ابزار برای مبارزه با تهاجم به خطر می افتد، ترس از آن سریعا کاهش می یابد، اگر ملت ها به سمت ادارات دفاع واقعی حرکت کنند. اسلحه در دریاها و آسمان های جهان و فضای بیرونی دفاعی نیست. سربازان به طور دائم در اکثریت ملل جهان، به عنوان نیروهای ایالات متحده مستقر هستند، دفاعی نیست. این پیشگویی است این بخشی از منطق است که منجر به جنگ های تهاجمی می شود که هدف آنها از بین بردن تهدیدات ممکن آینده، واقعی و خیالی است.
حتی نیازی به اعتقاد بر این ندارم که ضرورت یک مقیاس کوچک، واقعا نظامی دفاعی است. مطالعات قرن گذشته نشان داده اند ابزار خشونت آمیز موثرتر است در مقاومت در برابر استبداد و ستم. اگر یک ملت برای حمله به دیگران در یک دنیای دمکراتیک، این اتفاقات رخ می دهد: مردم ملت حمله باید از حضور در این کشور اجتناب کنند؛ مردم ملت مورد حمله باید از پذیرش مسئولیت مهاجم خودداری کنند؛ مردم جهان باید به ملت مورد حمله به عنوان کارگران صلح و سپر انسانی، تصاویر و واقعیت های این حمله باید در همه جا قابل رویت باشد، دولت های جهان باید مسئولیت دولت را به عهده بگیرند، نه مردم آن، مسئولین باید در دادگاه بین المللی محاکمه شوند و باید اختلافات را به ارمغان آورد به داوری بین المللی
از آنجاییکه آماده سازی جنگ و جنگ برای حفاظت از ما ضروری نیست و به طور گسترده ای به رسمیت شناخته شده است که باعث ایجاد خصومت می شود، بنابراین ما کمتر امن می شویم، می توانیم تمام عواقب آن را در یک طرف از تجزیه و تحلیل هزینه-سود قرار دهیم. هیچ مزیتی وجود ندارد که بتوان بدون جنگ بهتر ایجاد کرد. هزینه ها بسیار زیاد است: کشته شدن تعداد زیادی از مردان، زنان و کودکان در مواردی که به یک کشتار بسیار یکسانی تبدیل شده اند، خشونت باقی مانده که سال ها ادامه دارد، تخریب محیط طبیعی که می تواند برای هزاران سال طول بکشد، فرسایش از آزادی های مدنی، فساد اداری، نمونه ای از خشونت که توسط دیگران تحمیل شده، غلبه بر ثروت، هدر رفتن هر سال از $ 2 تریلیون.
در اینجا یک راز کثیف است: جنگ را می توان لغو کرد. وقتی دوئل لغو شد، مردم دوئل دفاعی را حفظ نکردند. پایان جنگ به معنای پایان دادن به جنگ دفاعی است. اما هیچ چیز در این معامله از دست نرفته است؛ زیرا ابزار قویتری نسبت به جنگ برای نیازهای دفاعی در طول سالهای 70 از زمان جنگ اخیر که بسیاری از آنها ادعا می کنند، توانایی جنگ را برای خیر و صلابت نشان می دهند، توسعه یافته است. آیا عجیب نیست که مردم مجبور به عقبنشینی بیش از چندین دهه از جنگ به یک دوره کاملا متفاوت برای پیدا کردن آنچه که آنها به عنوان مثال قانونی از آنچه سرمایه گذاری عمومی عمومی ما از آن زمان فکر می کنیم؟ اما این دنیای متفاوت از دنیای جنگ جهانی دوم است. مهم نیست که چه چیزی از دهه های تصمیم گیری که این بحران را ایجاد کرده اید، ما امروز با بحران های بسیار متفاوت روبرو هستیم؛ ما احتمالا با همین نوع بحران مواجه نخواهیم شد - به ویژه اگر ما در جلوگیری از آن سرمایه گذاری کنیم - و ما ابزارهای مختلفی داریم با آن به آن رسیدگی کنید.
همانطور که گفته شد، جنگ برای حفظ شیوه زندگی ما مورد نیاز نیست. و اگر این درست باشد، نمی توان آن را محکوم کرد؟ ما تصور می کنیم که برای 5 درصد بشریت برای استفاده از 30 درصد از منابع جهان ما نیاز به جنگ یا تهدید جنگ است. اما زمین کمبود نور خورشید یا باد ندارد. شیوه زندگی ما با تخریب کمتر و مصرف کمتر بهبود می یابد. نیازهای انرژی ما باید به شیوه های پایدار برآورده شود یا ما خودمان را با جنگ یا بدون آن نابود کنیم. این چیزی است که به معنای آن است unsustainable بنابراین، چرا که نهاد کشتار جمعی برای ادامه دادن به استفاده از رفتارهای استثمارگرانه که زمین را ویران می کند، اگر در ابتدا جنگ نباشد، همچنان ادامه دارد؟ چرا گسترش سلاح های هسته ای و دیگر فاجعه بار را به خطر می اندازد تا اثرات فاجعه بار بر آب و هوای زمین و اکوسیستم های خود را ادامه دهد؟ واقعیت این است که اگر ما قصد داریم به طور مناسب در مورد تغییرات آب و هوایی و سقوط زیست محیطی صحبت کنیم، ما نیاز داریم که هزاران تریلیون دلاری که جهان به جنگ سرمایه گذاری کند نیاز دارد.
جنگ ابزاري براي بهبود جهان نيست. جنگ به شدت به ملت متخاصم هزينه ميدهد، اما هزينههاي آن به هيچ وجه در مقايسه با خسارات ناشي از حمله به ارتش نيست. افغانستان، عراق، لیبی، یمن، پاکستان و سومالی رنج می برند و به شدت از جنگ های اخیر آمریکا رنج می برند. این جنگ ها تعداد زیادی از زندگی، تقریبا همه آنها را در یک طرف، تقریبا همه آنها زندگی مردم است که هیچ کاری برای ملت حمله به آنها انجام ندادند. اما، در حالی که جنگ هزینه های بسیار زیادی را به بار می آورد، چندین بار می توانست تعداد زیادی از زندگی را با هدایت بخش کوچکی از شمار زیادی پول صرف شده در جنگ نجات دهد. برای ما بسیار کمتر از جنگ و تهیه جنگ، ما می توانیم زندگی خودمان را در خانه تغییر دهیم و کشورمان را با محبوبیت بیشتری به دیگران تبدیل کنیم. برای آنچه که برای جنگ با افغانستان و عراق هزینه می شود، ما می توانستیم جهان را با آب تمیز، گرسنگی پایان داده، مدارس بی شماری بسازیم و منابع انرژی سبز و شیوه های کشاورزی پایدار را در بیشتر نقاط جهان، از جمله خانه های خودمان ایجاد کنیم. . ایالات متحده چه حفاظت از دنیایی که مدارس و انرژی خورشیدی آن را داده است، نیاز دارد؟ و ایالات متحده را انتخاب کنید که با تمام پول منتظر چه کاری انجام دهید؟ آیا این یک مشکل هیجان انگیز نیست؟
آیا برای جلوگیری از چیزی بدتر از جنگ نیاز داریم؟ چیزی بدتر از این نیست. جنگ ابزارهای مؤثر برای جلوگیری از جنگ های بزرگ نیست. جنگ در جلوگیری از نسل کشی موثر نیست. رواندا سابقه جنگی کمتری داشت و نیازمند پلیس بود و نیازی به بمب نبود. همچنین کسانی که توسط یک حکومت خارجی کشته شده اند، هر کدام کمتر به شدت کشته شده اند از کسانی که توسط دولت خود کشته شده اند. جنگ بدترین چیزی است که ما اختراع کردیم. ما از برده داری خوب یا تجاوز جنسی و یا سوء استفاده از کودکان بشردوستانه صحبت نمی کنیم. جنگ در آن دسته از چیزهایی است که همیشه بد هستند.
آیا ما با جنگ چسبیده ایم، چون ما انسان هستیم؟ چند چیز که ما می گوییم وجود دارد. نه بردگی، نه خونریزی، نه دوئل کردن، نه دویدن، نه جارو کردن، نه مجازات اعدام، نه سلاح هسته ای، نه سوء استفاده از کودک، نه سرطان، نه گرسنگی، نه فلیبوسست یا سناتور یا کالج انتخاباتی و یا جمع آوری تماس تلفنی در وقت شام. تقریبا هیچ چیزی که ما دوست نداریم ادعا می کنیم که دائما در برابر اراده ما گیر کرده ایم. چندین نهادهای بزرگ که نیاز به بودجه عالی و تلاش های هماهنگ با تعداد زیادی از مردم دارند، می توانید به این فکر کنید که ما ادعا می کنیم که در برابر اراده ما برای همیشه مشتاق است؟ چرا جنگ؟
اگر ما یک موسسه جدید ایجاد کردیم که یک سرمایه گذاری جهانی در حدود یک میلیون تریلیون دلار در سال داشته باشد، حدود $ 2 تریلیون آن تنها از ایالات متحده است، و اگر این موسسه به ما از لحاظ اقتصادی صدمه بزند، اگر محیط طبیعی ما را به شدت آسیب رساند، اگر ما را از آزادی های مدنی ما دور می کند، اگر ثروت دشوار ما را به دست شماری از افراد متخلف فاسد هدایت کند، اگر تنها با مشارکت تعداد زیادی از جوانان که اکثر آنها از نظر جسمی یا به طور ذهنی و افرادی که احتمالا خودکشی می کنند به احتمال زیاد بیشتر می شود، اگر تنها استخدام این جوانان و متقاعد کردن آنها برای شرکت در موسسه جدید ما را بیشتر هزینه می کند تا آنها را به آموزش های کالج اختصاص دهند، اگر این موسسه جدید خود را دشوارتر است، اگر کشور ما از کشور خارج شده و از آن متنفر بود و اگر فعالیت اصلی آن کشتن تعداد زیادی از کودکان بی گناه و پدربزرگ و مادربزرگ و افراد مختلف در تمام سنین باشد، جوهر بسیاری از نظرات ما ممکن است در پاسخ به ایجاد ما از این موسسه جدید شگفت انگیز را بشنود. یکی از آنها این است که "این خیلی بد است که ما با این هیولا برای همیشه مشتاق هستیم" چرا در جهان ما با آن گیر می شویم؟ ما ساختیمش. ما می توانیم آن را از بین ببریم.
آه، کسی ممکن است بگوید، اما یک آفرینش جدید متفاوت از یک نهاد است که همیشه با ما بوده است و همیشه خواهد بود. بدون شک این درست است، اما جنگ در واقع یک ایجاد جدید است. گونه ما 100,000 به 200,000 سال می رسد. جنگ فقط 12,000 را پشت سر می گذارد و در طول این سال های 12,000، جنگ پراکنده است. اغلب جوامع اغلب بدون آن کار کرده اند. مردم می گویند "همیشه در جایی جنگ وجود دارد." خب، همیشه یک جنگ وجود نداشته است. فرهنگ هایی که از جنگ استفاده کرده اند، بعدا آن را رها کردند. دیگران آن را برداشتند این کمبود منابع یا تراکم جمعیت یا سرمایه داری یا کمونیسم را دنبال نکرده است. این به پذیرش فرهنگی جنگ پیوست. و افرادی که بدون جنگ انجام داده اند از غیبت او رنج می برند. یک مورد ثبت نشده از اختلال استرس پس از سانحه ایجاد شده توسط محرومیت از جنگ وجود ندارد. برعکس، اکثر افراد به شدت از مشارکت در جنگ رنج می برند و باید قبل از شرکت در این شرایط دقت لازم را داشته باشند. از آنجایی که جنگ متوقف شد، مبارزه با دست به دست، برای مردان نیز به همان اندازه زنان باز بود و زنان شروع به شرکت در آن کرده بودند؛ این امر برای مردان امکان پذیر نخواهد بود.
در این لحظه اکثریت قریب به اتفاق مردم در زمین توسط دولت هایی هستند که کمتر در جنگ و آمادگی جنگ سرمایه گذاری می کنند نسبت به ایالات متحده - به مراتب کمتر، به طور کامل و یا به عنوان یک درصد از اقتصادهای کشورهای اندازه گیری شده است. و بعضی از مردم توسط دولت هایی هستند که در دهه یا قرن جنگ جنگی نداشته اند، بعضی از دولت ها که به معنای واقعی کلمه نظامی خود را در یک موزه قرار داده اند.
مطمئنا می توان گفت که نفوذ مجتمع صنعتی نظامی و لابی گران و تبلیغ کنندگان آن غیر قابل شکست است. اما تعداد کمی به آن اعتقاد دارند. چرا چیزی جدید به عنوان مجموعه صنعتی نظامی دائمی است؟ مطمئنا پایان دادن به جنگ نیاز به بیش از آن دارد که بگوییم نظرسنجی هایی که می خواهیم پایان یابد. مسلما دولت های ما کمتر از دیدگاه ایده آل برای افکار عمومی هستند. مطمئنا ما در برابر افراد ماهرانی هستیم که در تلاش برای حفظ معامله گرانقیمت هستند. اما فعالیت های مردمی چندین بار به دستگاه جنگی برخاسته است، از جمله در رد اعتصاب های موشکی پیشنهادی ایالات متحده در سوریه در تابستان 2013. چه چیزی می تواند یک بار متوقف شود، می تواند دوباره و دوباره و دوباره و دوباره برای همیشه متوقف شود، تا زمانی که ایده آن قابل فهم نباشد.
برخی از ایالت های ایالات متحده هستند تنظیم کمیسیون برای کار بر روی انتقال از جنگ به صنایع دستی صلح.














